يحيى دولت آبادى

27

حيات يحيى ( فارسى )

سنىمذهب و زندگانى آنها بواسطه مراوده شيعيان است به آن شهر براى زيارت قبر دو امام خود امام دهم امام يازدهم و خانه و سردابى كه منصوب است به امام دوازدهم و آنجا را محل غيبت كبراى او ميدانند . ميرزاى شيرازى اقامت سامره را درنظر ميگيرد ولى يقين ندارد كه بتواند آنجا زيست كند يعنى مطمئن نيست كه سامره هم مانند نجف و كربلا و كاظمين محل مجاورت ايرانيان و شيعه‌مذهب بگردد و طلاب در آنجا گردآمده حوزه رياست او گرم شود . اين است كه حقيقت خيال خود را آشكار نكرده بعنوان زيارت از نجف حركت كرده بسامره ميرود و چون توقف آنجا از حد معمول ميگذرد معلوم مىشود اين يك سفر زيارت ساده‌ئى نبوده است ميرزاى شيرازى از يك طرف براى اقامت سامره زمينه حاضر مينمايد و از طرف ديگر وعده مراجعت بنجف را هم ترك نميكند و البته رفتار و گفتار او هردو درست بوده است كم‌كم جمعى از بزرگان طلاب كه محل توجه ميباشند از نجف بسامره هجرت مينمايند آخوند ملا كاظم خراسانى ، حاج سيد اسمعيل صدر اصفهانى آقا سيد محمد كاظم يزدى ، آقا ميرزا محمد تقى شيرازى ، حاج ميرزا حسين نورى آخوند ملا فتحعلى عراقى ، حاج ميرزا اسمعيل شيرازى كه داماد ميرزا شيرازى است و غيره . جمع شدن اين اشخاص در سامره موجب قوت قلب رئيس محترم در اقامت آنجا شده طولى نميكشد كه حوزهء رياست وى رونق گرفته مرجعيت سامره اگر از نجف و كربلا افزون نباشد كمتر نيست خصوصا كه شيعيان بواسطه سردابه‌ئى كه در سامره منسوب به امام دوازدهم است بدانجا توجه خصوصى دارند و اين نظر بر علو مقام نائب امامى كه ساكن باشد ميفزايد . در اين هنگام كه ما بكاظمين ميرسيم مدت كمى از اقامت ميرزا در سامره گذشته است . پدرم نيز قصد كرده براى تكميل تحصيلات خود در حوزه درس ميرزاى شيرازى جزو متوقفين سامره بوده باشد اين است كه ما را با خود بسامره ميبرد . ميرزاى شيرازى ورود پدرم را با اهل‌وعيال على الخصوص كه پدرم متمول است و حاجتمند مساعدت پولى ميرزا نيست نيكو پذيرفته با وى معاشرت الفت‌آميز مينمايد . حوزهء درس ميرزا كه در گوشه ايوان صحن عسگريين منعقد مىشود عددش